خدايا ...
دستهايم را بسويت دراز ميكنم...
تو گويي...
شكوفه هاي نياز ...
بر شاخه هاي التماس نشسته اند...
پرم از تو را فرياد كردن ...
غرق در خواهشم...
دستي بسويم دراز كن ...
كه بي مرحمت تو ..
هيچم و پوچ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:30  توسط مهدیه
|


